نویسنده :نارسیس
تاریخ:جمعه 22 اردیبهشت 1391-09:28 ب.ظ

کلیپ 26 عاصی

·        ... ملک که قلب ساده و مهربونی داره ، بعد از شنیدن مرگ محمود که جای پدرش بوده ، از احسان خواهش می کنه اجازه بده عاصی باهاش به اسکندریه ، جایی که مراسم خاکسپاری محمود انجام میشه بره . احسان بیگ هم موافقت می کنه . امیر هم وقتی می فهمه به وضوح میشه احساس قدر دانی و رضایت رو از تو چشماش خوند .

·        سهیلا اونقدر که به فکر بچه ی از دست رفته اش هست ، از مرگ محمود ناراحت به نظر نمی رسه !

·        موقع حرکت کردن ملک و عاصی و امیر به سمت اسکندریه ، ملک احسان بیگ رو به گرمی بغل می کنه و ازش تشکر میکنه . اما نگاه امیر به این صحنه سرد و پرمعنی هست . جالب اینه که پسر احترام گذاریه ! وقتی دخترا و احسان میان به سمت ماشینش ، پیاده میشه و ضمن تشکر خشکی که از تسلیت گفتن خشک تر احسان می کنه ! ، در رو باز میکنه تا خانم ها سوار بشن .

·        جمال بیگ بین دوستاش نشسته و عین یه گرگ وقتی می فهمه محمود مرده ، و دوستی میگه ثروتش به سهیلا همسرش میرسه ، چشماش برق میزنه ... جالبه که محمود مردی هست که در عین حالی که زمانی تو کار قاچاق بوده ، بین مردم از شهرت خوبی برخوردار بوده و به عنوان کسی به مردم پول قرض می داده از اون یاد می کردن .

·        در راه سفر ، ضمن حرفایی که رد و بدل میشه ، بیننده از یه نکته ی مهم آگاه میشه . اینکه ملک و امیر خیلی از نظر روحی به هم وابسته هستن . این مسئله بعدها به شدت خودش رو تو روابط امیر و عاصی نشون میده .

·        بعد از رسیدن به اسکندریه ، ملک به سهیلا میگه که عاصی دختر احسان بیگ همراهشون هست ، و سهیلا حسابی جا می خوره ....

لینک دانلود کلیپ :

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2026%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.zip



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 

نویسنده :نارسیس
تاریخ:پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391-01:47 ب.ظ

کلیپ 25 عاصی

توی این کلیپ جمال بیگ یه رفتار جالب رو به تصویر می کشه . شاید تا حالا برخورد کرده باشید با آدم هایی که می خوان موقعیت یه منطقه رو حفظ کنن ، جلو ظالم ها رو بگیرن و واسه شهر یا کشورشون یقه پاره می کنن !! حالا اگر از پشت پرده ها و نیت اصلی اون فرد باخبر بشید می بینید اصلا درد جامعه رو نمیفهمه و همه ی این کارا رو برای منافع شخصی خودش انجام داده بوده !

جمال بیگ میره پیش مالک های زمین های سنگی و می گه نباید بذاریم یه غریبه بیاد و زمین های سنگی رو مفت از تو چنگون در بیاره ! و خودش حاضر می شه قیمتی بیشتر از اونچه امیر پیشنهاد کرده به مالک ها بپردازه تا جلو تاسیس نیروگاه رو بگیره .

عاصی دنبال کرایه ی تراکتور واسه شخم زدن زمین های امیر بیگ هست . امیر هم تصمیم می گیره از جمال بیگ تراکتور بگیره ! دیگه نمی دونه این پیرمرد چه خوابی واسه ش دیده ! بعد به عاصی می گه از این به بعد بیشتر همدیگه رو می بینیم و این در واقع اشاره ای به رفتار تند اون روز صبح پدر عاصی هست . عاصی هم در جوابش میگه پدرم الگوی منه و دوست داشتم تو هم مثل پدرم بودی ! حالا یکی نیست بهش بگه که امیر چه ربطی به تو داره که مثل پدرت بشه !! امیر جواب می ده که من دوست ندارم کسی الگوی من باشه . عاصی هم با طعنه بهش میگه : شما باید خیلی خوب تو آینه به خودت نگاه کنی ، هرچند آینه جز ظاهرت چیزی رو نشون نمی ده .

محمود دم مرگش به سهیلا میگه ردی از بچه اش پیدا کرده ، اما طبق روال فیلم ها !!! قبل از اینکه جمله ش رو کامل کنه حالش بد میشه و بعد هم می میره .

از اون طرف عاصی میره که کارش رو تحویل امیر بده و بره که سهیلا به امیر زنگ میزنه و خبر مرگ محمود رو میده . عکس العمل عاصی اینجا قشنگ و همراه با همدردیه . یواشکی دستش رو میذاره رو ساعد امیر و بهش میگه کاری از دست من برمیاد ؟ مسلما امیر اگه در هر شرایط دیگه ای بود قند تو دلش آب میکردن و مثلا میگفت یه بوس رد کن بیاد !!! اما در اون شرایط فقط میگه ملک رو از مزرعه تون صدا کن بیاد و عاصی هم میره این کار رو انجام بده ......

لینک کلیپ : http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2025%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.zip




نویسنده :نارسیس
تاریخ:دوشنبه 4 اردیبهشت 1391-06:20 ب.ظ

کلیپ 24 عاصی

سلام دوستان :

·        صحبت نسبتا تندی که بین احسان بیگ و امیر روی پل رد و بدل میشه ، خیلی جالب و در عین حال ترسناکه . جالب از اون جهت که احسان نشون میده چقدر برای دخترش ارزش قائله ، چون میگه من سه سال در مقابل پول برات کار میکنم ( همون مدتی که قراره عاصی کار کنه ) یه سال هم اضافه به عنوان هدیه ! تا بتونه عاصی رو از این قضیه دور کنه . جواب امیر هم که نه هست ! اینجا فکر میکنی که به خاطر علاقه به عاصیه . اما یهو امیر اون روش بالا میاد و با نفرت میگه : « من شرط میذارم ! من تصمیم می گیرم ! میزان حق و عدالت به دست منه ! » و آدم میترسه که نکنه به عاصی آسیبی بزنه .

·        صحنه ی بعد همه ی ترس صحنه ی قبل رو پاک می کنه ! عاصی پرنده ی شکاری رو درمان کرده و پروازش میده . امیر هم که داره از پایین تپه نگاهش می کنه . نگاه های امیر به عاصی توی این صحنه ، جزء تاثیر گذارترین نگاه هاست . انگار که تو دنیا غیر از عاصی هیچ کس و هیچ چیز وجود نداره ! عاصی هم که مثل همیشه کله شق و یه دنده و به قول امیر اسبه !!! بهش میگه بیا با ماشین ببرمت ! دختره میگه خودم پیاده میرم !! خوب بیا برو قال قضیه رو بکن تموم شه بره !! ولی عاصیه دیگه .....

·        یکی از معماهای این سریال برای من در خونه ی جمال بیگ بود !! این در مشجر که دست یه آدم به راحتی ازش عبور می کرد تا بازش کنه و تازه همیشه هم باز بود ، چرا میزدنش تا صاحبخونه بازش کنه ؟!! به هر حال احسان میاد سراغ جمال اما وارد نمیشه تا انجی بیاد در باز رو براش باز کنه ! احسان از جمال بیگ تقاضای پول میکنه ، اما جمالِ کینه توز نه تنها بهش کمک نمی کنه بلکه یه مشت نمک به زخمش می پاشه و بعدشم هم در کمال خساست میگه تو از کجا میخوای پول رو برگردونی و در نهایت هم مثل عقده ای ها ازش میخواد که بهش التماس کنه ! احسان هم عصبانی میشه و میذاره میره.

·        اولین برخورد اصلان و ملک هم خیلی غلط اندازه . ملک راه خونه ی احسان رو گم کرده و داره با یه ظرف کیک میره که اصلان سر راهش سبز میشه و ازش کمک میخواد .اصلان در ازاء خوردن یه تکه کیک حاضر میشه کمکش کنه و اینجاست که چاقوی ضامن دارش رو نشون ملک میده ! منم ترسیدم !

این هم لینک دانلود کلیپ عاصی :

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2024%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.zip



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 

نویسنده :نارسیس
تاریخ:دوشنبه 21 فروردین 1391-06:40 ب.ظ

کلیپ 23 عاصی

لینک کلیپ 23 :

 

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2023%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.zip

سلام دوستان

لینک کلیپ 23 عاصی رو درست کردم

اما خلاصه ی کلیپ :

·        عاصی سرِ زمین داره به روش خودش که ترکیبی از لوس شدن و منطق و کله شقی هست ، دل باباش رو به دست میاره که بذاره دوباره بره تو مزرعه ی امیر کار کنه و طبق معمول موفق میشه .

·        کریم با یه عذرخواهی از فاطن بهش میگه قصد برگشتن به استانبول رو داره و فاطن بیچاره رو مات و مبهوت کنار ساحل رها میکنه و در میره !

·        جمال بیگ در حال نقشه کشیدن واسه امیره که یه جوری تلافی کاری رو که با عاصی کرده سرش در بیاره و تصمیم می گیره زمینی رو که امیر برای نیروگاه در نظر گرفته زودتر از زارعین بخره . جمال وقتی چشمش به پول های داخل کیف میافته ، یه جمله ی جالب میگه : « زود درش رو ببند ، حالا همه میبینن !!! » . در صورتی که به غیر از خودش یه نفر بیشتر تو اتاق نیست و انوم همون کسیه که پول ها رو آورده !

·        امیر که یه جلسه ی کاری رو صاف گذاشته وسط مزرعه ! از دیدن عاصی ذوق مرگ میشه و نیشش وا میشه ! عاصی هم که داره گاوای جدید رو به طویله میبره واسه اینکه حضور مجدد خودش رو اثبات کنه ، موقع رد شدن از کنارشون میگه دفعه ی دیگه جلسه تونو بالای برج بذارید که دیگه مزاحمتون نشم !! ومجددا نیش امیر وامیشه !

·        اصلان که در واقع با لو دادن عاصی باعث شد احسان عصبانی بشه ، ضمن عذرخواهی میگه که من به خاطر اینکه در مقابل خانواده احساس مسوولیت می کردم ، وقتی فهمیدم عاصی تو مزرعه ی امیر کار می کنه مغزم داغ شد و اون کار رو کردم ، که در واقع داره حقیقت رو میگه .

·        نریمان میاد و کت احسان رو براش میاره و معلوم نیست چه فکری یهو به سر احسان میزنه که وسط عشقولانه در کردن نریمان ، پا میشه میره روی پل و چشمش میافته به ماشین امیر .....

 



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 

نویسنده :نارسیس
تاریخ:دوشنبه 14 فروردین 1391-12:28 ق.ظ

کلیپ 22 عاصی

سلام

سیزده بدرتون مبارک !!

اینم واسه به در کردن خستگی سیزده بدر !!!

·        امیر دنبال عاصی راه میافته و میره مخفی گاه تنهاییش رو پیدا می کنه ، عاصی هم اولش خودشو لوس می کنه ، اما در نهایت یه جورایی به امیر می فهمونه که هر وقت ناراحت شدم بیا منو اینجا پیدا کن !!

·        کریم حسابی از دست خاله سهیلا به خاطر برخورد تندش با فاطن شاکیه ، از اون طرف هم لیلا زنگ میزنه و حالش رو میگیره !! تازه امیر هم میره رو منبر و براش در مورد احتمال درست بودن رفتار خاله سهیلا سخنرانی می کنه !! کریم هم مسخره اش میکنه که : تو هیچی در مورد عشق نمیدونی ! بی زبون کریم !!!

·        نریمان صبح که احسان رو نمیبینه ، ناراحت میشه و به دختراش میگه : این همه ساله با پدرتون زندگی کردم ، این اولین باره که بدون گفتن صبح به خیر به من !! از در خونه بیرون رفته !! اما احسان کجا رفته ؟ عاصی میره پدر رو پیدا کنه ...

·        کریم و امیر هم سر صبحانه میزنن به تیپ و تار هم و کریم میگه که میخواد برگرده استانبول و بعد میره اسب سواری ، از اون طرف امیر با خبر میشه که عاصی نیومده سر کارش ، به عارف دستور میده : زود صداش کن و اگر نیومد سریع بهم بگو !!

·        عاصی پدر رو سرِ زمین پیدا میکنه که با عصبانیت داره تنها کار میکنه . اول تحویلش نمی گیره ، اما عاصی که رگ خواب احسان بیگ دستش هست ، یواش یواش پدرش رو آروم می کنه و اوضاع رو براش توضیح می ده تا راضیش کنه که اجازه بده برگرده سر کارش تو مزرعه ی امیر ...

این هم لینک دانلود این کلیپ :

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2022%20%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.rar



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 

نویسنده :نارسیس
تاریخ:جمعه 26 اسفند 1390-04:09 ب.ظ

کلیپ 21

بعد از اینکه امیر سکه رو میندازه تودیگ ، جمال بیگ به احسان میگه که حالا وقتش نیست ( یعنی ساکت باش !! ) و به عاصی میگه سرتو بالا بگیر !! بعدش هم برای پربرکت شدن محصول دعا می کنه .

موقع رفتن ، ملک بند رو آب می ده که فاطن رو تو اسکندرون دیده !! و اینجاست که دیگ غضب احسان از دست دو تا دختراش حسابی به جوش میاد .

میاد خونه و بعد از دعوا با فاطن ، با نریمان هم تندی می کنه و بعد از اینکه یه کم آروم میشه ، بهش یه حرف منطقی میزنه و اونم اینه که عجله در ازدواج موجب اشتباه میشه ( کو گوش شنوا !!!! )

امیر و ملک میرن اول سر قبر مادرشون و بعدش کنار دریاچه و اونجا مشغول صحبت میشن . از اون طرف نریمان به دخترا میگه حق ندارید برید مزرعه ی امیر !! عاصی اول میره سراغ پدرش ، ولی هر چی التماس می کنه ، احسان بهش محل نمیذاره . اونم میره کنار دریاچه ، یعنی درست همون جایی که امیر و ملک دارن حرف میزنن !! امیر هم عین آدمایی که جادو شده باشن ، دنبال عاصی راه میافته !!!

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be21%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.avi



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 

نویسنده :نارسیس
تاریخ:جمعه 26 اسفند 1390-09:45 ق.ظ

راهنمایی

دوستان خوبم سلام

خیلی از شما ممکنه تازه تصمیم گرفته باشید قسمت های قدیمی تری رو که گذاشته بودم دانلود کنید و یا تازه به این وبلاگ اومدید .

اول اینکه لطفا وقتی سوال دارید و به خاطرش کامنت میذارید ، دقت کنید که گزینه ی خصوصی رو انتخاب نکنید ، چون میهن بلاگ امکان جواب دادن به کامنت های خصوصی رو ایجاد نکرده .

دوم اینکه من یک سری از کلیپ ها رو توی سایت فورشرد گذاشته بودم که متاسفانه فیل . تر شده . اما یه راه وجود داره که شما مستقیم برید به صفحه ی اصلی فورشرد من و کلیپ مورد نظرتون رو از اون مسیر انتخاب کنید و دانلودش کنید .

برای این کار از لینک زیر استفاده کنید :

 http://www.4shared.com/folder/2OurQ2ZO/_online.html

موفق باشید .




نویسنده :نارسیس
تاریخ:چهارشنبه 24 اسفند 1390-01:37 ق.ظ

نرم افزار WinRAR

سلام دوستان

ظاهرا قالب جدید وبلاگم صفحه ی جانبی رو نشون نمی ده بنابراین نرم افزار وین رار رو تو این پست قرار دادم :

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/other/wrar39b1.exe

 

 

 

 




نویسنده :نارسیس
تاریخ:سه شنبه 16 اسفند 1390-04:09 ب.ظ

کلیپ20

سلام عزیزانم

این بار کلیپ عاصی رو به صورت زیپ شده براتون گذاشتم . این طوری هم تو حجم ترافیک خودم صرفه جویی می شه و هم موقع دانلود از نظر زمانی به نفع شماست . فقط خواهش می کنم همه ی اونایی که این کلیپ رو دانلود می کنن برام کامنت بذارن که آیا موفق بودن یا نه ، تا بدونم سری بعد هم از همین روش استفاده کنم یا نه .

نرم افزاری زیپ این کلیپ winRAR هست . من تا حالا نرم افزار واسه دانلود نذاشتم ، اما این نرم افزار رو براتون توی صفحه ی جانبی گذاشتم و امیدوارم اونایی که ندارنش بتونن ازش استفاده کنن .

اما کلیپ 20 عاصی :

فاطن که از اسکندریه برگشته حسابی پکره و گریه می کنه و عاصی هم سعی می کنه دلداریش بده . ملک هم تو اسکندریه ، هم از دست ابراهیم دلخوره و هم خاله سهیلا و رفتارش و به امیر زنگ میزنه و قرار میشه امیر بره اسکندریه .

مراسم پخت صابون شروع میشه و امیر میره اسکندریه ، اونجا محمود بیگ که حالش حسابی بده ازش حلالیت می طلبه . موقع برگشتن ، ملک هم می خواد با امیر بیاد که خاله سهیلا مخالفت می کنه ، اما وقتی میبینه خواهر و برادر حسابی مصر به رفتن هستن ، سکه ای رو که تو گردنش هست بهشون می سپره که بندازن تو دیگ صابون .

از اون طرف عاصی خانوم حسابی سر باباهه رو شیره مالیده که تو سمینار کارشناسای خارجی هستن و از این شر و ورها !! احسان بنده ی خدا هم باورش شده که خیلی عاصی رو درگیر کارای شخصی خودش کرده و اونو از آرزوهاش دور کرده .

امیر و ملک به موقع به جشن صابون می رسن و بقیه ی دخترا هم همین طور . اما این وسط جمال بیگ که اومده با احسان بیگ صحبت کنه ، وقتی احوال عاصی رو می پرسه به جای اکاشه ، جوابش رو از دهن اصلان می شنوه . اصلان با بدجنسی می گه ظاهرا احسان بیگ برای گرفتن سندهاش عاصی رو فرستاده مزرعه ی امیر کار کنه !! احسان با عصبانیت میاد مزرعه ی امیر و وسط جشن صابون جلوی همه با عاصی دعوا می کنه که چرا با آبروی من بازی می کنی ؟ ولی امیر با شروع سخنرانیش در مورد امید ، اجازه ی ادامه ی جر و بحث رو به پدر و دختر نمی ده .کلیپ با پرتاب سکه تو دیگ صابون تمام می شه .

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2020%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.zip



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 

نویسنده :نارسیس
تاریخ:جمعه 5 اسفند 1390-09:56 ب.ظ

کلیپ 19 عاصی

سلام

فکر می کنید این همه آیکون خجالت و گریه و فرار و تسلیم و بیخیالی رو واسه چی اینجا ردیف کردم ؟

خوب خجالت می کشم بگم !!

......... خوب ........ باشه ............میگم .......... ولی تا گفتم فرار می کنم ........

راستش توضیح هایی که توی پست کلیپ 18 عاصی گذاشته بودم مربوط به کلیپ 19 هم بود .... مخصوصا از اونایی که مثل الهام جونم فکر کردن کلیپ رو ناقص در یافت کردن معذرت می خوام ......

این کلیپ از اونجایی هستش که فاطن از عاصی خداحافظی می کنه که بره 

اسکندریه ..... منم فرار می کنم برم دنبالش ....!!  

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2019%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.avi



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 

نویسنده :نارسیس
تاریخ:پنجشنبه 27 بهمن 1390-12:38 ق.ظ

کلیپ 18 عاصی

 

سلام عزیزان

خوشبختانه اوضاع اینترنت دوباره عادی و آرام شده . فقط نمیدونم چرا لینک پرشین گیگ بعد از یه مدتی قاطی می کنه . باید مرتب چکشون کنم و درستشون کنم .

اما کلیپ 18 عاصی :

عاصی خانوم از سمینارِ خاک بازی ( تمیز کردن اصطبل ) !! برمی گرده واحسان میبیندش . اول تعجب می کنه ولی به خاطر اطمینانی که بهش داره می پذیره که تو سمینار کار عملی داشتن ( همون عملگی !!! )

شب موقع خواب فاطن در مورد نگرانی هاش با عاصی درد دل می کنه و الحق که عاصی چقدر با موهای باز تو رختخواب خوشگله ( بی شرف !! )

نریمان به فاطمه که نگران اصلان هست یکی از اون حرف های عاقلانه اش رو میزنه !! میگه باید زنش بدی ، انگار زن ها لو لو خُرخُره هستن ! یا متخصص آدم کردن مردها !!

امیر که فکر میکنه عاصی از زیر کار در می ره ، وقتی از زبون عارف میشنوه که داره تو اصطبل کار میکنه خودش رو میزنه به کوچه ی علی چپ !! که من نگفتم عاصی باید تو اصطبل کار کنه !! پ . ن . پ !! عمه ی من گفت !!

اما برخوردشون تو اصطبل از اون صحنه های قشنگه . عاصی به طعنه به امیر میگه کاه می ریزیم کف اصطبل که کفشات کثیف نشن و اگه خاک اذیتت می کنه می تونی بلیط بگیری برگردی استانبول !! این یعنی تو خیلی سوسولی !! ( البته ته دلش عمرا نمیخواد که امیر بره ، واسه همین موقع گفتن این حرفا مستقیم به امیر نگاه نمی کنه و روشو می کنه اون طرف ) . اما برخورد جفتشون موقعی که امیر می فهمه دست عاصی زخم شده دیدنیه ، نوشتنی نیست ، و همین طور تعجب امیر از دیدن جبریه که عاصی رو به چیدن میوه ی غار دعوت می کنه .

من ترانه و موزیکی رو که موقع چیدن میوه ی غار پخش می شه خیلی دوست دارم و همین طور داستان جشن صابون رو . و قیافه ی امیر و کریم تو این لحظات خیلی دیدنیه .

این لینک دانلود این ترانه است برای اون هایی که دوستش دارن :

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/Bir%20Dalda%20Iki%20Kiraz.mp3

آماده شدن کریم و فاطن برای  رفتن به اسکندریه که خاله سهیلا هم اونجاست ، با عکس العمل های مشابهی از طرف امیر و عاصی روبرو میشه . عاصی به فاطن می گه نمی فهمم چرا اینقدر احساسی شدی ! امیر به کریم می گه مواظب باش عشق کورت نکنه و با سر نخوری زمین ( جوجه رو آخر پاییز می شمرن امیر خان !! )

خاله سهیلا حسابی تو ذوق فاطن میزنه و البته فاطن هم خیلی قشنگ و عاقلانه جوابش رو می ده . همون طور که امیر عاقلانه جواب جمال بیگ رو که می خواد یه جوری سند های احسان رو از تو دستش در بیاره می ده .

این کلیپ تا اونجایی هست که کریم داره فاطنِ ناراحت رو با ماشین از اسکندریه برمی گردونه خونه شون .

 

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be18%20%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.avi




نویسنده :نارسیس
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-01:00 ق.ظ

پی گرد اطلاعیه !!!

باز هم سلام

بالاخره در ساعت 1 بامداد روز بیست و سوم بهمن ماه ! طلسم سه روزه ی اینترنت شکست و من تونستم لینک عاصی 17 رو چک کنم که با عرض معذرت از دوستان خوبم اشکال پیدا کرده بود . الان دیگه درست شده ، یعنی به خودم که میگه درسته !! شما هم چک کنید ببینید درست شده یا نه ؟




نویسنده :نارسیس
تاریخ:جمعه 21 بهمن 1390-04:29 ب.ظ

اطلاعیه !!

دوستان خوبم سلام

متاسفانه این روزها اینترنت به هم ریخته و خیلی از وبلاگ ها و سایت ها با مشکل باز شدن و دانلود شدن روبرو هستند ، از جمله لینک کلیپ17 عاصی . بهتره تا چند روز صبر کنید که من بتونم وارد وبلاگ عاصی بشم و اونو چک کنم ......

به من نیومده دختر خوبی باشم و زود به زود کلیپ بذارم ..!!!!!

فعلا خداحافظ .

 




نویسنده :نارسیس
تاریخ:چهارشنبه 19 بهمن 1390-11:20 ب.ظ

کلیپ 17 عاصی

با سلام به همه ی دوستان خوبم مخصوصا اونایی که تشویقم کردن تا زودتر کلیپ این دفعه رو آماده کنم .

واقعیت اینجاست که باید فیلم ها رو اول از تو لپ تابم به کامپیوتر منتقل کنم و بعد برش بدم و بعد دوباره برگردونم به لپ تاب . بعد آپلودش کنم . بعدشم بشیینم با حوصله ببینمش تا بخش های مهمش رو تو پست تایپ کنم . نتیجه این میشه که دیر به دیر پست میذارم .

نکته ی دیگه در مورد دوستانی هست که توی کامنت ها یا از طریق تماس با صندوق پستی من درخواست قسمت های خاصی از عاصی رو میکنن . با توجه به این که من الان مدتیه که دارم کلیپ ها رو به طور منظم از اول سریال میذارم ، متاسفانه انجام درخواستشون فعلا برام مقدور نیست ، من واقعا از این دوستان خوبم معذرت می خوام . به محض اینکه تونستم براشون قسمت های مورد نظرشون رو میذارم .

اما اتفاقات کلیپ 17 :

نریمان لوس و ننر و یکی یک دونه !! داره از شدت حسادت نسبت به آنجی میترکه !! ( تازه فکر کنم یه چیزی بالاتر از ترکیدن ) و از فاطن می خواد که اونو ببره منزل پدرش تا ببینه باباش به چه حقی به جای اینکه پولهاش رو به اون بده ، رفته انگشتر الماس واسه ی آنجی خریده !!!! بعد از اعتراض نریمان به جمال بیگ ، اون هم شروع میکنه به سرزنش کردن نریمان که چرا با احسان ازدواج کرده !! اما بعدش به نریمان یک کیسه میده که توش به تعداد دخترها سکه ی طلا هست و نریمان هم کلی ذوق می کنه و باهاش آشتی می کنه . ( واقعا اینجا حالم از نریمان به هم خورد !! )

از اون طرف عاصی به پدرش گفته که من سمینار دارم ، ولی به جاش رفته به مزرعه ی امیر ، اصلان می بیندش و عاصی از ترس اینکه اصلان یهو به پدرش قضیه رو نگه ، خودش رو زودتر به پدر میرسونه و در کمال مهارت !! یه جوری وانمود می کنه که پدرش می دونه اون پیش امیره ، و قضیه به خوشی تموم میشه .

اما احسان که میفهمه سندهاش رو یه شخص مجهولی از ربا خوار گرفته به جمال شک می کنه و میره باهاش دعوا می کنه .

توی این کلیپ یکی از جالب ترین برخوردهای بین عاصی و امیر پیش میاد . وقتی امیر عاصی رو می بینه که داره روی پل به جبریه که مورد تعرض اصلان قرار گرفته دعوا می کنه ، وهم ورش میداره که عاصی داره اشتباه می کنه و با کارگراش ظالمانه برخورد میکنه ! و برای اولین بار عاصی رو کشون کشون میبره به اصطبل و میگه باید اصطبل رو تمیز کنی !! ( به دختره ی نازنین میگه اصطبل تمیز کن ! اون وقت وقتی من میگم این پسره یابوه ، شماها شاکی میشید ! ) . عاصی هم با سِرتِقی هر چه تمام تر ، حسابی از خجالتش در میاد . ( کُلّی از برخورد عاصی تو این قسمت کیف کردم )

کریم و فاین هم بی خبر از همه ی این مشکلات دارن دل میدن و قلوه میگیرن !!

این هم از کلیپ 17 :

 http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2017%20%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.avi




نویسنده :نارسیس
تاریخ:شنبه 15 بهمن 1390-10:19 ب.ظ

کلیپ 16 عاصی

سلام به دوستان خوبم

این دفعه یه ذره بفهمی نفهمی زرنگ شدم ! زودتر پست گذاشتم ! تشویقم کنید تا شاید دوباره از این کارها بکنم !!!!

اما مطالب این کلیپ :

صحنه ای که امیر داره برّ و برّ عاصی رو از تو بالکن دید میزنه بامزه است . نامرد بعدش هم که عاصی شاکی میشه ، میگه من که تو رو زیر نظر نداشتم ! منتظر ماشینم بودم ! ( ارواح عمه ات !! کلک !! )

خاله سهیلا طی یک تماس تلفنی به امیر میگه که می خواد شوهرش محمود رو به اسکندرون ببره و امیر هم میگه سند زمین های احسان دستشه ( یه جوری حرف میزد که من یکی حسابی ازش ترسیده بودم و نسبت بهش بی اعتماد شده بودم و این بی اعتمادی رو تا مدت ها داشتم .) 

قضیه ی کادوی طلا خریدن جمال بیگ واسه تولد آنجی و با خبر شدن نریمان هم خیلی بامزه است ، درعین حال نشون می ده چقدر نریمان خودخواه و حسوده . ( حالا خوبه تو گرونی واویلای الان سکه نبود ، وگرنه چه قشقرقی که به پا می کرد !! )

بحث خاله سهیلا با لیلا و ملک در مورد ازدواج کریم و فاطن هم جزء این کلیپه . ( چقدر ملک اینجاها دوست داشتنیه . حیف . )

این هم از کلیپ 16 :

 http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://narsisbanoo.persiangig.com/video/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be%2016%d8%b9%d8%a7%d8%b5%db%8c.avi



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 



  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5