تبلیغات
نقد سریال عاصی - پیام بازرگانی

نویسنده :نارسیس
تاریخ:جمعه 27 آبان 1390-02:57 ق.ظ

پیام بازرگانی

مدت ها بود که تصمیم داشتم به پیشنهاد مرجان گلم یه پست در مورد شخصیت هایی بگذارم که توی داستان عاصی یهو غیبشون میزنه . همین طور موضوع آشتی کنان عاصی و امیر ! اما صبر کردم تا اول میترای عزیزم توی پست های تعریف وتفسیر سریال به جای مورد نظرم برسه تا من هم این طرف کارمو شروع کنم . اما اول می پردازم به موضوع اول که به پیشنهاد مرجان اسمشو گذاشتم پیام بازرگانی !!

مجموعه ی عاصی علیرغم جذابیت و نقاط قوت فراوان ، خالی از اشکال نبود . اشکال هایی که شاید اگر موارد ذکر شده آن را پوشش دهی نمی نمود ، به راحتی می توانست باعث از دست دادن بینندگانش شود . از آن جمله می توان به خروج شخصیت ها از روند داستان گاه با دلیل و گاهی بدون دلیل ، اشاره نمود .

اولین کسی که به خروجش می پردازم ، لیلاست . او که به دلیل دعوت خاله سهیلا در اوایل مجموعه به انطاکیه می آید و سپس به خاطر اختلاف با مدعوّ خود ( یعنی همان خاله ) به استانبول باز می گردد ، پس از آن هیچ نشانی از او حتی در حد یک تلفن ساده در رد پای داستان نمی یابیم ، و این زمانی خیلی نمود می کند که خاله سهیلا تصادف می کند و وضعیت وخیمی دارد .

یکی دیگر از کسانی که تقریبا بدون دلیل از مجموعه خارج می شود ، صباح است . ظاهرا به گفته ی پدر و مادر ، در داستان او به خاطر کار به مسافرت رفته ، اما در واقع به هر دلیلی که از مجموعه ی هنرپیشه ها کنار گذاشته شده ، کارگردان هیچ تلاشی برای بازگرداندن او حتی با گرفتن یک سکانس کوتاه در مراسم عروسی تنها برادرش هم نمی کند !!

از دیگر موارد میتوان به حسین ، پسر بچه ی کوچکی که در اوایل سریال به نوعی نماد ارتباط بین امیر و عاصی تبدیل شده بود اشاره کرد . ظاهرا آخرین نقش حسین از نظر کارگردان با رساندن آخرین نامه ی ابراز عشق امیر به عاصی به پایان می رسد ، بعد از آن هم که با وصلت عاصی و امیر،کارگردان برای حفظ حضور فیزیکی وی که البته نقش آفرین آن هم تغییر کرده ، تمهیدی نمی اندیشد .

به اینها میگوییم پیام بازرگانی ، که بی دعوت میآیند و بی دلیل می روند !!



نوع مطلب : انتقاد 

نسرین
دوشنبه 7 اسفند 1391 09:46 ب.ظ
من اولین باریه که وب لاگه شما رو میبینم!!من عاشقه عاصیم!!. تا حالا دهها بار دیدم و خواهم دید!!!
پاسخ نارسیس : سلام
خوش آمدی :)
الهام
سه شنبه 1 آذر 1390 05:59 ب.ظ
سلام
هیوا جان راست میگه اون آینه خیلی کثیف بود دو جا هم کاملاتابلو مشخص بود یکی جاییکه عاصی عروس شده بود و خودشو توی آینه نگاه میکردو دوم جاییکه عاصی از دست امیر عصبانی بود وکتابی رو به سمت آینه پرت کرد.
پاسخ نارسیس : سلام
اینجاست که کدبانوها از کج بانوها تشخیص داده میشوند !!
هیوا
سه شنبه 1 آذر 1390 10:17 ق.ظ
سلام عزیز
منم علاوه بر چیزهایی که تو گفتی با او آینه ی اتاق عاصی مشکل داشتم که با وجود اینکه کلی فیلمبرداری شد ازش.نکردن یه دستمال بکشن تمیزش کنن عوامل
پاسخ نارسیس : سلام
معلومه از اون خانمای کدبانویی عزیزم . دقت نطرت تو این زمینه ستودنیه .
نیلو
دوشنبه 30 آبان 1390 02:01 ب.ظ
سلام ابجی ترکیه ان دیگه خدا باهاشون رو در بایستی داره این ها در اثر زیاد دیدنه که ما انجام میدیم وگرنه کسی که بار اول میبینه نمیفمه اون چند نقش داشتن پول کارگردانو هدر میدادن ردشون کردن برن
الهام
جمعه 27 آبان 1390 03:58 ب.ظ
سلام
یه خدمتکار هم جمال آقا داست به نام مادام. اون هم وسطای سیزن اول از داستان خارج شدبه این بهانه که حاضر نبوده به نریمان و دخترهاش که مدام از احسان قهر میکردن سرویس بده.(بدبخت حق داشت خو!)
ظاهرا این سریال وسط چهارراه ساخته میشده چون رفت وآمد هنرپیشه ها توش زیاد بود!!!
راست میگی نه لیلا ونه صباح برای عروسی برادر هاشون نبودن. ازهمه بدتر حذف بدون عقوبت علی بود که هنوزم وقتی یادش می افتم خییلی حرص میخورم.
پاسخ نارسیس : سلام
آره راست می گی . دیشب هر چی فکر کردم یادم نیومد نفر چهارم کی بود . ممنون از یادآوریت .
در مورد علی هم بعد از اون همه جنایت ، دستش که رو نشد هیچ ، خوش وخرم رفت دنبال کارش و یه کاسه آب هم پشت سرش !!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.