تبلیغات
نقد سریال عاصی - کلیپ 33 عاصی

نویسنده :نارسیس
تاریخ:یکشنبه 26 شهریور 1391-11:57 ب.ظ

کلیپ 33 عاصی

احسان مات و مبهوت با چشماش سهیلا رو دنبال میکنه ، و اون هم که حالا از نظر احسان حسابی تغییر کرده میره و با شهردار دست می ده . جمال بیگ هم میگه عجب خانوم کاردرستیه !! که حرص آنجی ، پرستارش رو در میاره !

در مدتی که شهردار طی سخنرانی کوتاهش از امیر تشکر میکنه و ازش می خواد که پل رو افتتاح کنه ، امیر بارها به عاصی نگاه می کنه . مثل اینکه میخواد نظر اون رو در مورد کارش بدونه و با تشویق عاصی خیالش راحت میشه .

از اون طرف فاطمه نخودچی خورون سهیلا رو بین زن ها شروع می کنه و میگه این قبلا کارگر بوده و اهل اینجا هم هست ، ولی حالا ثروتش به حساب نمیاد . زن ها و از جمله نریمان تعجب میکنن و نمیتونن بپذیرن که این زن متشخص و شیک پوش قبلا یه کارگر بوده . حرف های نریمان که تاکید میکنه جد اندر جد سهیلا ثروتمند بودن و مثل دخترای خودشه ، باعث عصبانیت فاطن میشه . اینجا نریمان نشون میده که عقلش به چشمشه !!!

امیر توی سخنرانیش از بازسازی پل اظهار خوشحالی می کنه و میگه همه ، مثل من یه خاطره ای از این پل دارن و یه مشت ابراز فضل در مورد خاطره ها می کنه !!!

احسان و ولید دارن در مورد طرح تجارتی !! ولید صحبت می کنن که عاصی بهشون می پیونده و احسان هم شروع میکنه از دختر عزیز دردونه اش تعریف کردن که آره ، عاصی سرش سر شیر هست و دمش دم روباه !! در همین موقع شهردار و امیر و چند تا مرد دیگه سر میرسند . یکی از آقایون به امیر میگه شنیدم عاصی با شما کار میکنه !!! عاصی جا میخوره ، ولی جواب امیر به نظر من خیلی قشنگه ، میگه :

واقعیت اینه که من از گاوداری اطلاعی ندارم ، عاصی داره به ما کمک میکنه .

بعد از رفتن مردها هم امیر به احسان که میگه عاصی باید کار تو مزرعه رها کنه اطمینان میده که عاصی یک کارگر نیست .با این وجود احسان میگه میخواد طول مدت برگشت سند ها رو کوتاه کنه و از پس مبلغ هم برمیاد . اما امیر جواب میده که مبلغ بدهی دو برابر اون چیزی هست که در اسناد ذکر شده ( به خاطر اینکه احسان قبلا اسناد رو به ربا خوار داده بوده ) . وقتی دوباره احسان میگه موافقم ، امیر شک میکنه ، اما نمیتونه چیزی بگه ، چون درگیر صحبت با اطرافیان میشه ...

و یهو سهیلا و احسان روبروی هم قرار می گیرن ... چند ثانیه فقط نگاه میکنن و بعد سهیلا میگه اصلا تغییر نکردی ! و احسان میگه ، اما تو خیلی عوض شدی .. و در این موقع نریمان سر میرسه و خودش رو به عنوان همسر احسان معرفی می کنه .

سهیلا به زور لبخند میزنه و باهاش دست میده ، و نریمان اصرار می کنه که با دختراش آشناش کنه و یا ببردش مزرعه ی خودشون یا بره به مزرعه اش !!! یعنی اوج سریش ..

احسان میره کنار جمال می نشینه ، جمال شروع میکنه به طعنه زدن ، اینکه دشمنات این پل رو مثل یک صراط مستقیم برات بازسازی کردن ، و اینکه نیازی نیست منتظر آخرتت باشی تا جزای گناهاتو ببینی !!

احسان میگه تو از گذشته ی من خبر داری ، من گناهی ندارم ، فقط پدری مثل تو داشتم !..

عاصی میاد و یه سوال جواب سیاستمدارانه با پدر بزرگش راه میاندازه !!:

 + بابا بزرگ ! یه سوال ازتون دارم ، می تونید یه تراکتور برام ! تو مزرعه ی امیر بفرستید یا نه ؟!

·       به نظر تو اونو براش ! بفرستم یا نه ؟!

+ شما که میدونید برای چی اونجا کار میکنم ! شما فکر میکنید من دارم بازی می کنم ؟!

·       خوبه ، این دخترم عین خودت یه کله شقه .... این جمله رو خطاب به احسان میگه که داره با نیشخند از حرف عاصی ذوق می کنه !

بعد سه نفری میرن سراغ امیر و جمال با چاپلوسی میگه خدا بهت خیر بده که پل رو درست کردی ! فرزند !!! تراکتورها برات میفرستم ، با اینکه نفر آخر بودی به خاطر عاصی برات میفرستم ... اما امیر بدون هیچ حرفی به عاصی میگه باید بریم دیر کردیم ... عاصی هاج و واج از این بی ادبی ، از پدر اجازه می گیره و میره سوار ماشین امیر میشه ، در حالی که نریمان متعجب شده و فکّ سهیلا تا آخرین لحظه با دیدن این صحنه کش اومده .

در آخرین لحظات ، سهیلا میره جای دایه امینه رو پیدا کنه و کریم و ملک هم لوس میشن و نریمان و دخترهاشو به مزرعه شون دعوت می کنن ... ونریمان هم در کمال سادگی می پذیره ...

برای دانلود کلیپ 33 عاصی اینجا را کلیک کنید .



نوع مطلب : دانلود  روند داستان 

Tatiana
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:44 ب.ظ
We stumbled over here coming from a different page and thought I should
check things out. I like what I see so i am just following you.
Look forward to going over your web page again.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 08:04 ب.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging on sites I stumbleupon everyday.

It will always be exciting to read articles from other writers and practice a
little something from their sites.
سعیده
یکشنبه 28 آبان 1391 07:20 ب.ظ
سلام نارسیس جان! خیلی ممنون از لطفت. اون فارغ شدن رو خوب اومدی ;) البته من دیگه کارم از مایل گذشته افقی شدم ولی هنوز خبری نیست :))سفر هم ایشالا روزی شما باشه
پاسخ نارسیس : سلام سعیده جان
ای کلک ....پس اوضاع خیلی وخیمه D:
ممنونم :)
پنجشنبه 18 آبان 1391 10:43 ب.ظ
خوش بحال مهسا!همه رو مهسا می بینی ;)
پاسخ نارسیس : سلام
ای واییییییی
سعیده جان !!!!!!! معذرت من این روزا گیج میزنم :))
آخه داشتم قبلش کامنت مهسا رو می خوندم ، و تند تند جواب کامنتها رو می دادم
اینجا هم که آیکون خجالت نداره :))
پیری هست و هزار عیب شرعی مادر !!!!
بالاخره کاراتو انجام دادی ؟ ایشا ... خوش گذشت :))
من در خدمتم عزیزم :)
سعیده
چهارشنبه 17 آبان 1391 10:15 ب.ظ
سلام و عرض ادب خدمت نارسیس جون گل گلاب. احوال شما عزیز؟ ببخشید مدت طولانی بود نتونستم بیام;)
پاسخ نارسیس : سلام مهسای عزیز
ممنون گلم
ایشا... سالم باشی و قبراق و سرحال
سوسن
یکشنبه 2 مهر 1391 09:04 ق.ظ
سلام نارسیس جان
ممنون از کلیپ و توضیحات آن . دست گلت درد نکند. قربانت
پاسخ نارسیس : سلام عزیز
خواهش می کنم :)
مهسا
شنبه 1 مهر 1391 03:07 ب.ظ
سلام چطوری دلم برات تنگیده بود
پاسخ نارسیس : سلام عزیزم
ممنون ، منم همین طور :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر